<
نوروز بمانید که ایّام شمایید! 
آغاز شمایید و سرانجام شمایید!
آن صبح نخستین بهاری که ز شادی 
می آورد از چلچله پیغام، شمایید!
آن دشت طراوت زده آن جنگل هشیار 
آن گنبد گردننده ی آرام شمایید!
خورشید گر از بام فلک عشق فشاند، 
خورشید شما، عشق شما، بام شمایید!
نوروز کهنسال کجا غیر شما بود؟ 
اسطوره ی جمشید و جم و جام شمایید!
عشق از نفس گرم شما تازه کند جان 
افسانه ی بهرام و گل اندام شمایید!
هم آینه ی مهر و هم آتشکده ی عشق، 
هم صاعقه ی خشم ِ بهنگام شمایید!
امروز اگر می چمد ابلیس، غمی نیست 
در فنّ کمین حوصله ی دام شمایید!
گیرم که سحر رفته و شب دور و دراز است، 
در کوچه ی خاموش زمان، گام شمایید!
ایّام ز دیدار شمایند مبارک 
نوروز بمانید که ایّام شمایید! 

+ نوشته شده توسط علی در شنبه یکم فروردین ۱۳۹۴ و ساعت 16:39 |


Powered By
BLOGFA.COM